
تاريخ : شنبه شانزدهم آبان 1388 ساعت: 22:34
به نام ایزد حکیم
بیاد دارم روز سیزده آبان در مدارس چه اشتیاقی داشتیم ، چقدر با غرور بر حماسه آفرینان این روز افتخار می کردیم ، و با چه تکبری از عزت و افتخار دانشجویان پیرو خط امام یاد می کردیم .
با اینکه نام گذاری سیزده آبان فقط به مناسبت تسخیر لانه جاسوسی نبود ولی بیشتر از همه، این مورد بر سر زبانها بود ، همه ی عقده ها ی مان را بر سر آمریکا خالی می کردیم و بر دخالت های بی مورد آمریکا بر کشورمان معترض بودیم . برای اعتلای عزت ملی مان اصرار می ورزیدیم.
کاری به درستی و یا نادرستی تسخیر سفارت آمریکا در آن برهه ندارم و نمی خواهم قضاوت کنم ، فقط می خواهم بگویم همه با هم بودیم و یک پارچه ، چپ و راست ، پیر و جوان ، زن ومرد ،غلط یا درست، از دست آمریکا عصبانی بودیم و این عصبانیت در شعارهایمان متجلی بود .
اما امسال بر خلاف آن روز ها به جای تجلیل از حماسه سازان این انقلاب ، که به تعبیر امام (ره ) به انقلاب دوم مشهور شد ، آنان را در زندانها محبوس کردیم ! مردم خودمان را که سالها با مشت گره کرده فریاد مرگ بر آمریکا سر می دادند ، با باتوم و گاز های اشک آور نوازش دادیم !! حقیقتا " چگونه تحلیل کنیم ؟ آیا به یک بار این مردم و آن حماسه سازان ، مخالفین و معاندین نظام شدند ؟!
چرا ؟ چگونه ؟ ؟
امسال به یقین، برای اولین بار آمریکا از دست ما ناراحت نشد ! وهیچ نهراسید ! بلکه رئیس جمهورش پیام دوستی فرستادند و خواستند که گذشته را فراموش کنیم ! به نظر می رسد ترفند دیگری در راه است ! نه شاید هم حقیقتا"راست می گویند !
تاريخ : سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت: 21:55
براستی با کدامین معیار ها ، با کدام آموزه ها ی دینی مان این همه بی حرمتی ، دروغگویی، توهین و تهمت وا فتراء را باید تطبیق داد ؟! چرا باید حاصل سی سال انقلاب علیه ظلم، دیکتاتوری ، استبداد و برائت از کفر ،به این همه بد فهمی از دین منجر شود ؟ حمید رسائی نماینده ی مردم در مجلس امروز در میان دانشجویان اهواز به اتهاماتی تازه علیه یاوران صدیق امام پرداخت . هر چند که دانشجویان معترض هرگز فرصت سخنرانی توامان با دروغ را به وی ندادند، اما چرا باید یک روحانی بر دروغ های خویش که خود نیزبه غلط باور کرده است،و مردم قبول ندارند؟اینهمه اصرار ورزد؟آیا کاسه ای زیر نیم کاسه است ؟ آیا اینان ملت را ساده لوح می پندارند ؟و یا می خواهند از نجابت این مردم نجیب سوء استفاده کنند ؟! چرا باید تاریخ تکرار شود ؟ جریان سال ۶۴ موسوم به ۹۹ نفر یادشان رفته ؟ سخنان صریح ا ما م( ره )در دفاع از سید عزیز را فراموش کرده اند ؟ و یا عمدا" این بار در غیاب امام ، می خواهنذ انتقام آن سالها را بگیرند ؟! زهی خیال باطل ! جناب رسائی عزیز به گمانم شما آن سالها را بیاد ندارید ! وگرنه هرگز پیروان خط امام و ولایت حتی بعد از گذشت بیست سال، باز هم در غیابش از فرمانش سر نمی پیچند !
این تذهبو ؟ رسائی عزیز
زان پیشتر که از سر ما آب بگذرد
با ناخدا بگوی که از خواب بگذرد
این کشتی شکسته در این تندباد سخت
آخر چگونه از دل گرداب بگذرد
ای سرزمین مادری، ای خانه ی پدر
یادت چو آتش از دل بی تاب بگذرد
ترسم که چاره ای نکند نوش دارویی
زین موج خون که از سر سهراب بگذرد
گر همچو رعد، نعره برآریم همزمان
کی خواب خوش به دیده ی ارباب بگذرد
زنده یاد فریدون مشیری
شعر برگرفته از: لغتنامه آنلاین دهخدا
تاريخ : یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ساعت: 19:15
بیستم مهرماه روز جهانی خواجه حافظ شیرازی بر ملت بزرگ و سبز اندیش
ایران مبارک باد
آورده اندکه در هنگام تشییع جنازه خواجه شیراز گروهی از متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفر وی میدانستند؛ مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند. در مشاجرهای که بین دوستداران شاعر و مخالفان او در گرفت سرانجام قرار بر آن شد تا تفألی به دیوان خواجه زده و داوری را به اشعار او واگذارند. پس از باز کردن دیوان اشعار این بیت شاهد آمد:
قدم دریغ مدار از جنازه ی حافظ
که گرچه غرق گناهست میرود به بهشت
شهرت اصلی حافظ و رمز جاودانگی آوازه او به سبب غزلسرایی و سرایش غزلهای بسیار زیباست.
نظام هستی در اندیشه حافظ همچون دیگر متفکران عارف، نظام احسن است، در این نظام گل و خار در کنار هم معنای وجودی می یابند. عشق جان و حقیقت هستی است و در دریای پرموج و خونفشان عشق جز جان سپردن چاره ای نیست. تسلیم و رضا و توکل ابعاد دیگری از اندیشه و جهانبینی حافظ را تشکیل می دهد.
فرزند زمان خود بودن، نوشیدن جان حیات در لحظه، درک و دریافت حالات و آنات حقیقی زندگی، طلب موعود و انتظار رسیدن به فضایی آرمانی، از مفاهیم عمیقی است که در سراسر دیوان حافظ به صورت آشکار و پنهان وجود دارد، حافظ گاه به زبان رمز و سمبول و گاه به استعاره و کنایه در طلب موعود آرمانی است. اصلاح و اعتراض، شعر حافظ را سرشار از خواستهها و نیازهای متعالی بشر کرده است.
روح وروانش شاد باد
بر گرفته از کتاب نیوز
تاريخ : یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ساعت: 22:48
قطعه شعری ترکی تقدیم به هموطنانم در جای جای ایران دوست داشتنی
یازان: حسن جداری
شاعر، ای کوتله لرین، اودلو دیلی
شاعر، ای ایشچیلرین، ناله سی، فریادی، سسی
شاعر، ای خلقیمیزین قاندا بوغولموش نفسی
کوتله لرچون، اوره گین عشق و محبت له دولو
دوشمنه قارشی، وجودینده، مقدس کینه
الده، کسگین قلمین
یاز، حرارتلی، گوزل شعرلری
خلقین ایستکلرینی، ایله بیان
اونلارا ، وئر گیله شعریله، امید
کی قارانلیق گئجه،سوزسوز، گئده جاق
بو گوزل اؤلکه یه، گوندوز گله جاق
گون ، گینه نورینی بو شانلی دیاره، سپه جاق
قیش گئچیب، یاز گینه بواؤلکه نی گوللندیره جاق
باغدا، بستاندا، گینه، قیرمیزی گوللر آچاجاق
خلق، بیر گون گوله جاق
ترجمه ی شعر
منبع :آزاد
تاريخ : سه شنبه هفتم مهر 1388 ساعت: 23:15
عجیب ترین زندانهای دنیا با عکس و توضیح کامل به دیدنش می ارزد.
منبع : عصر ایران
تاريخ : دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت: 23:21
سخنرانی سید محمد خاتمی در سازمان ملل در ۳۰ شهریور ۱۳۷۷
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای رئیس !
آقای دبیر کل و حضار محترم !
چراغ هستى آدمى با تمنای رستگاری روشن بوده و هست وجوهر قیام پیامبران الهى و نیز موضوع آموزش حکیمان و مربیان برجسته بشر نیز چیزی جز رستگاری نبوده است .
تاريخ : دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ساعت: 23:49
ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش با شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویش
دشمن به دشمن آن نپسندد که بيخرد با نفس خود کند به مراد و هواي خويش
از دست ديگران چه شکايت کند کسي سيلي بدست خويش زند بر قفاي خويش
دزد از جفاي شحنه، چه فرياد ميکند گو گردنت نميزند الا جفاي خويش
خونت براي قالي سلطان بريختند ابله چرا نخفتي، بر بورياي خويش
گر هر دو ديده هيچ نبيند، به اتفاق بهتر ز ديدهاي که نبيند خطاي خويش
چاه است و راه و ديده ی بينا و آفتاب تا آدمي نگاه کند پيش پاي خويش
چندين چراغ دارد و بيراهه ميرود بگذار تا بيفتد و بيند سزاي خويش
با ديگران بگوي که ظالم به چه فتاد تا چاه، ديگران نکنند از براي خويش
گر گوش دل به گفته ی سعدي کند کسي اول رضاي حق طلبد پس رضاي خويش
تاريخ : یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 ساعت: 0:12
خاطره ای از دبستانزنگ سوم بود ، درس علوم را همراه با آزمایشهای جالبش تدریس کرده بودم و آماده بودم به سئوالات دانش آموزان پاسخ بدهم، سئوالات زیاد بود و منهم سعی می کردم با به بحث کشیدن دیگر دانش آموزان درس را جذابتر کنم و بر معلومات آنها بیافزایم . چون بیشتر در مدرسه ی راهنمایی تدریس علوم کرده بودم و حتی در دبیرستان نیز زیست شناسی تدریس کرده بودم ، تسلط بیشتر به مباحث داشتم. در پایان بحث ها ،دانش آموزی سئوال کرد : آقا شما چقدر درس خونده اید ؟ مدرکتان چیست که اینقدر تسلط دارید ؟! احساس غرور کردم و بی اختیار خودم را باختم و به دروغ ، خواستم کم نیارم و خودم را با سواد تر نشان دهم ! با لحن تکبر گونه گفتم : من لیسانس زیست شناسی دارم آن ساعت گذشت و دیگر تقریبا" یادم رفته بود . در آخر سال وقتی در کلاس نبودم ،حکمی را از دفتر آموزشگاه برایم آورده بودند و بر روی میزم گذاشته بودند ، مبصر کلاس بی اختیار از روی کنجکاوی با مشاهده ی حکمم ،چشمش به آخرین مدرک تحصیلی ام افتاده بود ، فوق دیپلم آموزش ابتدائی!!
وقتی وارد کلاس شدم ، آهسته پرسید آقا اجازه ؟ پس چرا مدرکتان را فوق دیپلم درج کرده اند؟! سرخ شدم ، زرد شدم و شرمنده ! پاسخی نداشتم ، با همان لحن شرمندگی اعتراف به گناه کردم ، و دیگر هیچ دروغی را به دانش آموزانم نگفتم .تلخ ترین خاطره ای که هرگز فراموشم نمی شود .
تاريخ : سه شنبه هفدهم شهریور 1388 ساعت: 22:15
سهروردی را گفتند تا به کی از ایران سخن گویی ؟ گفت تا آن زمان که زنده ام . گفتند این بیماری است چون ایران دختره باکره ای نیست برای تو ، و گنج سلطانی هم برای بی چیزی همانند تو نخواهد بود .
سهروردی خندید و گفت شما عشق ندانید چیست ! دوباره او را گرفته و به سیاهچال بردند.
ارد بزرگ اندیشمند کشورمان می گوید : << نماز عشق ترتیبی ندارد چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخواستنی نیست .>>
شبها از درون روزن سیاه چال زندان سهروردی ، اشعار حکیم فردوسی را زندانبانان می شنیدند و از این روی ، وعده های غذایش را قطع نمودند و در نهایت سهروردی از گرسنگی به قتل رسید…
تاريخ : شنبه چهاردهم شهریور 1388 ساعت: 15:3
در برابرخدا
از تنگناي محبس تاريكي
از منجلاب تيره اين دنيا
بانگ پر از نياز مرا بشنو
آه، اي خداي قادر بي همتا
تاريخ : پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ساعت: 9:52
یک نکته جالبی که در این کلی بازجویی که من رفتم وجود داشت این بود که تقریبا با عوض شدن هر بازجو یکبار رتبه کنکورم را از همان اول تا به آخر میپرسیدند. ظاهرا بیرون خیلی گفته بودند مثلا نخبهها یا رتبههای خوب کنکور را گرفتهاید، این بندگان خدا هم میخواستند این ماجرا را چک کنند. در واقع در هر اتوبیوگرافی هم که نوشتم، از معدل گرفته تا رتبه لیسانس و ارشد و دکترا برایشان مینوشتم.
اولین بازجویی که داشتم خیلی بحث می کرد. کاملا بحث اجتماعی می کردم. نظریه می گفتم. حس و حالم برای استفاده از جامعه شناسی و درسهایی که خوانده ام در زمان بازجویی بیشتر بود. برای خودم همه چیز را تحلیل می کردم. درباره روش های سنجش و تحقیق نظر می دادم. خلاصه بازجویی هایی بود دیدنی. یک روز آقای بازجو یا همان کارشناس یک نکته ای گفت. شاید معنایش برای ایشان یک چیز دیگر بود، اما معنایی متفاوت برای من داشت. گفت همیشه از بچگی که از جلوی دانشگاه تهران رد می شدیم آرزویمان تحصیل در این دانشگاه بود. هیچوقت فکر نمی کردم بازی روزگار اینطور شود که من اینطرف میز باشم و آنطرف میز کسی باشد که سالهاست در آن دانشگاه بوده و جزو دانشجویان با رتبه خوب ِ آن دانشگاه محسوب می شده است.
ظاهرا این روزها زندان بی شباهت به دانشگاه نیست، هم اتاقی های من اغلب کارشناس ارشد بودند. امثال محمد رضا جلایی پور هم با رتبه یک کنکور و مدال طلای المپیاد در آن بند گرفتار است. یکی از دوستانی که این روزها به دیدنمان آمده بود می گفت روزی از این روزها از نزدیک اوین رد می شده اند. یک بیلبرد نزدیک آنجا زده شده بود با عنوان ِ همایش نخبگان دانشجویی.
منبع: وبلاگ بر ساحل سلامت
تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 ساعت: 22:56
ملکا تو آنی که خود گفتی و چنانکه گفتی آنی من چه دانستم که این دود آتش داغ است ؟ من پنداشتم که هر جا آتشی است چراغ است ! من چه دانستم که در دوستی کشته را گناهست؟ و قاضی خصم را پناهست! من چه دانستم که حیرت بوصال تو طریق است و ترا او بیش جوید که در غریق است، خوانندگان از و بردر او بسیارند خواهندگان او کم، گویندگان از درد بی درد او بسیارند و صاحب درد کم ـ
خداوندا نثار دل من امید دیدار تست بهار جان من مرغزار وصال تست ـ
الهی چه یاد کنم که خود همه یادم ـ من خرمن نشان خود فرا باد دادم. یاد کردن کسب است و فراموش نکردن زندگانی، زندگانی وراء دو گیتی است و کسب چنانکه دانی ـ
خداونـــــدا کار آنکس کند که تواند و عطا آنکس بخشد که دارد، پس رهی چه دارد و چه تواند چون توانائی تو که را توانست ؟ و در ثنا تو که را زبانست؟ و بی مهر تو که را سر در جانست؟ چه غم دارد او که تو را دارد؟که را شاید او که ترا نشاید؟ آزاد آن نفس که بیاد تو یازان و آباد و آن دل که به مهر تو نازان ـ و شاد آنکس که با تو در پیمان از غیر جدا شدن سر میدانست کار آن دارد که با تو در پیمانست ـ
خواجه عبدالله انصاری
تاريخ : شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت: 21:6
وطن چه بوئی دارد
دارم
شبیه سر گیجه های تو می شوم
از پی پنجره ای که به دست های تو می رسد
نگاه کن
چه خونی
از سمت گیسوان تو فواره می زند!؟
تا خاطره های تابستانی و
پرنده ای که از خیابان های تو می نوشد.
اینجا چه کسی
به شعبده عشقی تمام
در مرگ ما تمام می شود؟
از بهشت زهرا چه می گذرد ؟
تابوتی با رنگین کمان دوست
داری
تازه می شوی
نباشد دلت گرفته
رفیق !
وطن چه بوئی دارد؟
منبع : روز نامه ی اعتماد ملی
شاعر : محمود معتقدی
تاريخ : دوشنبه پنجم مرداد 1388 ساعت: 15:25
باید بریم به جان مسئولین شرکت رجاء خودمون دعا کنیم ...........
ملاحظه فرمائید !
تاريخ : یکشنبه چهارم مرداد 1388 ساعت: 22:50
ميرود، حال كه من در تنهايي خود گرفتار شدم به
كدامين آزادي ايمان بياورم ؟........
و اما ...... گویند:
در لحظات شادی ،خدا را ستایش کن
در لحظات سختی، خدا را جستجو کن
در لحظات آرامش ،خدا را مناجات کن
در لحظات دردآور ،به خدا اعتماد کن
در لحظات تنهایی، خدا را یاد کن
در تمام لحظات، خداوند را شکر کن
نام و یادتو، آرام بخش است . خدایا فقط به تو توکل می کنم.
تاريخ : سه شنبه سی ام تیر 1388 ساعت: 23:53
پسر گلمصبحگاهان 31 تیر 1364 که غنچه ی تو پدیدار شد ، چشم فلک از ذوق اشک شوق ریخت و تو را در آغوش گرفت ، ولی افسوس پدر غایب بود !!!!
و امروز که بیست چهارمین سالروز تولد توست ، باز پدر غایب !! چه پدر نا مهربانی داری پسر !!
پسر خوبم ، تولد آغاز بندگی خداوند است و سر فصل زیستن در مسیر عاشقانه هاست
خوشا به حال آنانکه تولدشان زیباترین روز دوست دارانشان است.
شاخه گلی زیبا تقدیمت باد پسرم، تولدت مبارک
پدرت
تاريخ : سه شنبه سی ام تیر 1388 ساعت: 22:50

پارلماننیوز:سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در خصوص اظهارات اخیر وزیر اطلاعات گفت:«شخصیتها و افرادی را که آقای اژهای متهم به وابستگی و همراهی با اسرائیل کردهاند از جمله اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، کسانی هستند که امثال ایشان باید سالها به مطالعه سوابق و مبارزات و از خودگذشتگیهای آنها در راه دین و میهن بپردازند تا از آن درس ایمان و وطن دوستی و اجنبیستیزی بیاموزند.»
تاريخ : شنبه بیست و هفتم تیر 1388 ساعت: 9:10
|
|
|
منبع : سایت نخستین |
تاريخ : شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت: 22:14
بدون هیچ شرحی 
تاريخ : پنجشنبه یازدهم تیر 1388 ساعت: 16:25
ابله ترین دوستان ما، خطرناک ترین دشمنان هستند.سقراط
خود را بزرگ شمردن نشانه بدبختی است. امرسون
دانه خدمت نیکو بیفشان.یادگارهای شیرین از آن بیرون خواهد آمد . مادام دوستاهل
پیش از آنکه ناراستی ها ، در درون ما دره ایی مهیب پدید آورند به راستی ها بیاندیشیم . ارد بزرگ
بهترین زمان برای رفع عواطف منفی هنگام بروز و احساس آنهاست. هنگامی که این عواطف قدرت گرفتند، رفع آنها بسیار مشکلتر است. آنتونی رابینز
..................
تاريخ : یکشنبه هفتم تیر 1388 ساعت: 23:9
پارلماننیوز: فرزند شهید بهشتی در نوشتاری تاكید كرد:«امروز تحجر، اندیشههای شهید بهشتی را بر نمیتابد و تجلی سبز آن را تحمل نمیکند.»
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، به مناسبت بیست و هشتمین سالگرد شهادت دكتر بهشتی، سیدعلیرضا بهشتی فرزند وی، در نوشتاری خطاب به پدر، دردلهای خود را با او در میان گذاشت:
چرا هربار که هفتم تیر می رسد سفره دل گرفته ام را نزد تو می گسترم؟ شاید چون سایه تو را همچنان بر سرم گسترده می بینم. شاید هم که چون نمی گذارند صدایم شنیده شود، بدنبال چاهی می گردم تا آهی برکشم. شاید هم که برباد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم می زند و داغ دیرینه را تازه می کند.
پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینه تو دوختند و به رغم همه اما و اگرها و جوسازی ها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟
اما پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطه اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانه حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت برده خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خورده انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.
یاد روزهای سختی می افتم که در مقابل هجمه ناجوانمردانه زبان های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعه هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:
تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز پرهیز می کنند
......
خاکستر تو را
باد سحرگان
هرجا که برد
مردی زخاک رویید
تاريخ : پنجشنبه چهارم تیر 1388 ساعت: 16:2
به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هشتم مهندس میرحسین موسوی به این شرح است:
بسمه تعالی
مردم هوشیار و شریف ایران
طی روزهای اخیر، صدا و سیما، خبرگزاری های دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایت های اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه کیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امکاناتی که متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشی که در ایام اخیر اتفاق افتاد، می پردازند بلکه مسوولان مستقیم و غیرمستقیم آن را کسی معرفی می کنند که تنها شما را در مسیر احقاق حقی که داشته اید، همراهی کرده است.
واقعیتی که آنان بیهوده تلاش می کنند نادیده انگارند آن است که در این انتخابات تقلبی بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به این وضعیت به گونه ای غیرانسانی مورد هجوم قرار گرفته و کشته، زخمی و یا بازداشت شده اند. اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 به گونه ای مناسب و قانونی برخورد می شد، امروز شاهد تکرار آن فجایع در ابعادی وسیع تر و وارونه جلوه دادن واقعیت ها به گونه ای جسورانه تر نبودیم.
همان ها هستند که هنوز با اتکاء به امکاناتی که متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران ادامه می دهند و افعالی را که خود عامل آن هستند را به بنده نسبت می دهند. آنان غافلند که موسوی با این ترفندهایی که ماهیت آن برای همه مردم روشن شده است، از صحنه بیرون نمی رود. آنچه در این روزها رخ داد اصل نظام جمهوری اسلامی را که میراث امام بزرگوار و شهدای گرانقدرمان است هدف قرار داده و این چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتی اینگونه و تهدید به محاکمه از آن صرف نظر نمود.
من نه تنها از پاسخگویی در برابر این اتهامات واهمه ای ندارم بلکه آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی در کنار مسببان اصلی اغتشاشات اخیر قرار گرفتند و خون مردم را بر زمین ریختند و اکنون کوشش می کنند، صحنه هایی را که صدها شاهد و ده ها تصویر آن را گواهی می دهند به گونه ای دیگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریبگری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند؛ ولی حاضر نیستم به خاطر مصالح شخصی و هراس از اینگونه تهدیدها از ایستادگی در سایه شجره سبز استیفای حقوق ملت ایران که امروز به خون به ناحق ریخته شده جوانان این کشور آبیاری شده است، لحظه ای صرفنظر نمایم. از مجموع آرای ریخته شده در صندوق ها تنها یک رأی متعلق به من است و شما به خوبی می دانید که مشکل آنها با میلیون ها رأیی است که جوابی برای سرنوشت آنها ندارند.
باز هم از عموم ملت شریف ایران متواضعانه درخواست می کنم با حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش، در دام بدخواهان که کوشش می کنند این حرکت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و وابسته به بیگانه قلمداد کنند، نیفتند و با زیرکی و هوشیاری که ویژگی ممتاز شماست این توطئه ها را مهار نمایند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعایت اصول و مبانی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی، راهبرد اصلی است که ضامن تداوم و دسترسی به اهداف شماست.
دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآن های سر نیزه معرفی کند. بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم.
برادر و خدمتگزار شما - میرحسین موسوی
چهارم تیر 1388
تاريخ : چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت: 0:21
انتخابات در ایران تجلی اراده ی مردم است. در هر انتخابی فارغ از گرایشات فرد منتخب ، انتخاب با ملت است و طبق قانون باید به رای اکثریت تمکین کرد، در صورتیکه قانونی و بدون شبهه و به صورت شفاف انجام پذیرد. ولی در انتخابات اخیر اگر به دیده ی بصیرت و منصفانه نظری بیافکنیم ، براحتی می توان دریافت که عدالت ذبح مصلحت گردیده است ! تعداد زیاد تخلفات ، قبل ، حین و بعد از انتخابات همه بر این ادعا صحه می گذارد.
....................
تاريخ : دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت: 20:44
روز شمار هفته آخر خرداد 88 به قلم ابراهيم رها
۱ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۳۱
منبع : سایت کلمه
به قلم ابراهيم رها
ستون نامههایی به سانی تعطیل شد. برای همیشه تعطیل شد. اگر ایراد و كاستی داشت پای من. اگر حسنی داشت پای سانی. سهم ما هم یك یادش بهخیر خالی. آنچه امروز مینویسم یك وقایعنگاری شتابزده است. شاید در فرصتی بشود آن را مبسوط نوشت.
طنز كلامم كمتر است كه تلخی این روزها بیشتر بوده.
ابراهیم رها
تاريخ : شنبه بیست و سوم خرداد 1388 ساعت: 0:29
|
| |||
تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 ساعت: 21:51
مدت زمان تبلیغات کاندیداها با همه ی حاشیه های آن به پایان رسید .مردم با شعور ایران، از همه ی گروهها در جای جای ایران عزیزمان ،با شنیدن مناظره ها ، برنامه ها ی نامزد های تایید شده و با توجه به اطلاعاتی که از قبل داشتند ، به تبلیغ کاندیدای مورد نظر خود پرداختند . دیشب همه ی شهرهای ایران در شور و شوق بی نظیری بسر بردند.
تا ساعات نزدیک به صبح مردم در خیابانها بودند و نامزد های موردنظر خود را ،تبلیغ می کردند . این شور و شعف در مردم مخصوصا " مردم پایتخت وصف نشدنی بود . نصب عکس ها و نمادها ی نامزد ها بر روی اتوموبیل ها ،موتور سیکلت ها و حتی بر لباس ها ،نمای زیبایی را بوجود آورده بود .
سبز پوش ها ، آبی پوش ها ، سفید پوش ها و پرچم های سه رنگ ایران جلوه ی خاصی به خیابانها داده بودند . مردم با پخش آهنگ و سرود های حماسی و دیگر آهنگ های شاد به شادی مشغول بودند و تراکت های تبلیغاتی در سطحی وسیعتر از سوی حامیان نامزد ها پخش می شد . و شعور مردم در این شادی ها وقتی بیشتر تجلی پیدا می کرد که تعدی و اهانتی از سوی طرفداران کاندیدایی به دیگر کاندیداها صورت نمی گرفت و در گیری نیز بوجود نمی آمد و یا اگر هم بود در حد بسیار کم بود. که این امر نشان از فرهنگ و شعور بالای مردم ایران دارد.
و اما امشب با توجه به اعلام ممنوع بودن تبلیغات از صبح امروز، بر خلاف دیشب، سکوت بی نظیری حاکم است و این یعنی شعور مردم و احترام به قانون .
امید است ملت قهرمان ایران فردا شکوه و عظمت حضور خود را نشان دهند و با رای به صالحترین نامزد انتخاباتی سر نوشت خویش را رقم بزنند .
به ایرانی بودنم افتخار کردم .
آفرین بر این اتحاد و اتفاق ، آفرین بر این مردم با شعور .
وظیفه ی دولت نیز صیانت از آرای ملت فهیم ایران است که انشاءالله چنین خواهد بود.
تاريخ : چهارشنبه بیستم خرداد 1388 ساعت: 2:17
رای ندادن = رای دادن به وضع موجود
۱- اگر نمایشی بود برخی رسانه ها اینطورجانبدارانه وارد عرصه نمی شد.
۲- اگر نمایشی بود این همه روشن فکر و روزنامه نگار و نویسنده و هنرمند از داخل و خارج کشور مردم را به حضور فرا نمی خواندند.
۳- اگر بود دوربین رسانه های دنیا این گونه روی آن متمرکز نمی شدند.
۴- اگر نمایشی بود برخی نامزدها برای رسیدن به قدرت این چنین از خطوط قرمز عبور نمی کردند.
۵- اگر فرمایشی بود چهارسال پیش همه فکر می کردند فرد دیگری از قبل برنده انتخابات است.
۶- اگر بود برخی گروه های خاص و نیروهای خودسر بی محابا در سطح محلات و شهرها و روستاها دست به کار نمی شدند.
۷- اگر بود فروش شرکت های دولتی و واگذاری های مشکوک و پرشتاب به گروه های خاص تا لحظه آخر ادامه نمی یافت.
۸- اگر نمایشی بود این همه پرونده سازی صورت نمی گرفت که در هر حال حداقل مشارکت وجود داشت.
۹- اگر بود از سوی افراد مختلف بیانیه صادر نمی کردند تا آنان و بسیاری دیگر برای تکذیب تهمت ها وارد عرصه شوند.
۱- قرار نیست با انتخابات یک پیروز و ناجی روی کار آید که در چند سال وضع کشور را متحول کرده و ما را در رقابت جهانی پیشتاز و قافله سالار دنیا کند چرا که «پیروزی بی رنج و مرارت» ساده انگارانه است.
۲- می خواهیم بهترین را از دیدگاه خود انتخاب کنیم حتی اگر به نظرمان کامل و بی نقص نباشد. این بهتر از آن است که کاندیدایی با اختلافی جزئی انتخاب شود و ما را در حسرت و افسوس عدم مشارکت و تاثیرگذاری بگذارد
۳- در پیشرفته ترین کشورهای جهان نیز تغییرات به آرامی و در طول سالیان طولانی صورت پذیرفته است، حتی بسیاری از آنان همچنان در میانه راه تغییرات خود هستند.
۴- عدالت اقتصادی، اقتصاد علمی و روابط بدون تنش با دنیا راه را برای رقابت بهره ور داخلی، شوق به تولید و سرمایه گذاری داخلی و ورود سرمایه گذار خارجی هموار می کند و فضای اقتصادی کشور را تغییر خواهد داد.
۵- بسیاری از مغزهای فراری تنها با کمی آزادی، عزت، ارج و قرب به میهن خود باز خواهند گشت.
۶- اگر از همان ابتدا دل به نا امیدی می سپردیم، گفتگو و مناظره و نقدی در کار نبود و بعضی ها اینگونه به هراس نمی افتادند.
۷- نا امیدی و بی عملی بخشی از عقب افتادگی و فقر فرهنگی است.
۸- هرچه شود به خاطر بی عملی خود پیش وجدان و آیندگان سرافکنده نیستیم.
۹- میان نخواستن و نتوانستن فرسنگ ها فاصله است و نا امیدی بزرگترین خطاها ست.
۱- خاتمی چنان کرد که کشور با نفت بشکه ای ۸ دلار اداره شود و چند میلیارد دلار در صندوق ذخیره ارزی پشتوانه آیندگان باشد.
۲- خاتمی چنان کرد که وزیرانش را دگراندیش خواندند و به خاطر افکارشان آنان را استیضاح کردند.
۳-خاتمی چنان کرد که بسیاری از نو اندیشان و خانه نشینان بار دیگر قلم به دست گرفتند و نشریات و مطبوعات جان تازه ای یافتند.
۴- خاتمی چنان کرد که مفاهیمی چون حقوق و نهادهای مدنی و گفتگوی تمدن ها در سطح جامعه و جهان مطرح شوند.
۵-خاتمی چنان کرد که صنایع مادر نفت و گاز و پتروشیمی توسعه چند برابری یابند و طرح های منطقه عسلویه به عنوان قلب اقتصادی ایران رونق بگیرد.
۶-خاتمی چنان کرد که ایران و ایرانی در سراسر جهان سرافراز و محترم شناخته شوند و سران کشورها دست به سویمان دراز کنند.
۷-خاتمی چنان کرد که در میدان علم و فرهنگ و هنر و ورزش استعدادهای ما شکوفا شوند.
۸-خاتمی چنان کرد که روح نظامیگری و سرکوب جایش را به نقد و احترام دهد.
۹-اگر چه شاید توقع بسیاری از ما چنان اوج گرفت که می خواستیم راه چند ده ساله را چند ساله برویم اینک میرحسین موسوی با پشتوانه تجربیات گذشته به صحنه آمده است.
۱- با وجود نوسانات چند صد میلیارد دلاری قیمت نفت، تغییر عمده ای در اقتصاد کشور روی نداد و مردم روند مثبتی را احساس نکردند.
۲- کسری ۱ میلیارد دلار پول نفت به نظر اشتباه محاسباتی نیست.
۳- افزایش بی سابقه نرخ تورم (از 12 به 25 درصد) و قیمت مسکن (حتی تا 3 برابر) بار طاقت فرسایی بر دوش مردم گذاشت و واردات بی رویه (بیش از 2 برابر) رکود بازار داخلی و بیکاری را به همراه آورد.
۴- سیل فرار نخبگان و جوانان باعث استفاده دیگر کشورها از استعدادهای ما شده است و صدمات جبران ناپذیری بر پیکر کشور وارد آمده است.
۵- دیپلماسی ناکارآمد باعث می شود هجمه تبلیغاتی بر علیه ما افکار عمومی جهان را برای تحریم های بیشتر و جنگ بر علیه ما آماده می کند.
۶- شاید برای برخی کشورها ماجراجویی های چند سال اخیر جالب باشد اما در سطح جهان نفرت و دشمنی ریشه می دواند.
۷- افراط و تفریط با رفتار مدبرانه و معقول فرسنگ ها فاصله دارد.
۸- چرا حداقل چند مدیر لایق و با تجربه و دارای سوابق مشخص در کابینه نماند و حتی یاران و وزیران خودی یک به یک گریختند.
۹- با وجود حجم بالای پروژه های به بهره برداری رسیده به علت غیراصولی بودن اکثر آنها وضعیت نیروگاه ها پایدار و اساسی نمی باشد و منجر به خاموشی های تابستان و قطعی گاز در زمستان و کاهش رفاه نسبی مردم گردیده است.
منبع : جنبش بیداری آرای خاموش
تاريخ : شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت: 21:27
در آموزه های ملی و مذهبی ما همواره اخلاق و تقوا در درجه اول معیارو سنجش انسانیت قراردارد.و انسان را همیشه به ادب ، تقوا، خرد و فهم وشعور می سنجند نه به مقام و قدرت !
حقیقتا" هم معیار و میزان بسیار خوبی است برای سنجش انسانیت انسان ، گو اینکه بسیاری از انسانها هم به واسطه ی نداشتن همین معیار ها، ازرسیدن به هدف متعالی باز مانده اند و هرگز به آن هدف نرسیده اند .
وقتی این انسانها، انسانهای معمولی و عادی باشند به نظر زیاد مشکل ساز نمی آید ! ولی اگر اینگونه انسانها برمسند قدرت و زعامت تکیه کنند و بخواهند دیگر انسانها را رهنمون باشد ، مصیبت است .
هر بیینده ی اخلاق گرا و منصف پس از دیدن مناظره ی مهندس موسوی و محمود احمدی نژاد ، پی به تفاوت این دو انسان خواهد برد .
آقای احمدی نژاد که عنوان ریاست جمهوری ایران را به یدک می کشند و از نظر دیانت و عدالت خواهی، خدمتگذاری و مهرورزی هم از نظر گروهی شهره می باشند ، در این مناظره تمام اخلاق و معرفت را یکجا باختند. وی که هرگز بدون خواندن دعای فرج امام (عج) ، سخنی را آغاز نکرده ، در این مناظره با پشت پا زدن به اخلاق و تقوا ، منویات و مکنونات قلبی خود را بروز دادند . و معلوم کردند به هر آنچه که در مقام سخن ،بر زبان می راندند ، اعتقادی نداشتند ! زیرا چنین هتک حرمت ها ، بی اخلاقی ها ، تهمت ها و بی ادبی ها را بر هیچ کس روا نمی داشتند . بگذریم از قانون که اجازه ی چنین حقی را به کسی ، حتی ریئس جمهور نداده است.
به کدامین حق ایشان ناجوانمردانه بر علیه کسانی افترا بستند که خود حضور نداشتند؟ مدعی العموم کجاست ؟ که وی اینچنین بی محابا به تشویش اذهان عمومی می پردازد ؟ آیا اگر کسی به جز ایشان ، مرتکب چنین بی اخلاقی هایی شده بود ؟ به همین راحتی از کنارش می گذشتند ؟ یا به جرم تشویش اذهان عمومی ، خیانت و بر اندازی به سالها زندان محکوم می کردند؟ آیا بعد از این، اینگونه روشها، مورد نکوهش و پی گرد قانونی نخواهند گرفت ؟
براستی در مورد بعضی، چه زیبا گفته اند : ملا شدن چه مشکل ، آدم شدن محال است!!
به حق، مهندس میر حسین موسوی ، پیروز این مناظره بود . هم از نظر اخلاق و ادب و هم از نظر صلاحیت و شایستگی اش برای احراز مسند ریاست جمهوری ایران.
به امید پیروزی این سید بزرگوار که وارستگی و بزرگواری خویش را به حق ، زیبا به نمایش گذاشت .
تاريخ : یکشنبه دهم خرداد 1388 ساعت: 21:56
چشم صنوبران سحر خيز
بر شعله بلند افق. خيره مانده بود
دريا، بر گوهر نيامده ! آغوش مي گشود
سر مي كشيد كوه،
آيا در آن كرانه چه مي ديد ؟
پر مي كشيد باد،
آيا چه مي شنيد، كه سرشار از اميد،
با كوله بار، شادي،
از دره مي گذشت!
در دشت مي دويد،
***
هنگامه اي شگفت!
يكباره آسمان و زمين را فرا گرفت
نبض زمان و قلب جهان، تند مي تپيد
دنيا،
در انتظارمعجزه! ... :
خورشيد مي دميد
به امید طلوع خورشید صبح صادق، در فردای دگر
زنده یاد : فریدون مشیری
